سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
فلسطین - صفحه‏ی بیست و یکم









درباره من

قاصدک[86]
اینجا، صفحه ی بیست و یکم است. صفحه ای که شاید در دنیای واقعی وجود نداشته باشد...

قاصدک را اینجا می‌بینید!

آرشیو وبلاگ
سالگرد رحلت امام خمینی(ره) [4]
پاییز 1387 [14]
تابستان 1387 [20]
بهار 1387 [7]
زمستان 1387 [14]
بهار 1388 [5]
تابستان 1388 [3]
پاییز 1388
زمستان 88 [2]
پاییز 87
بهار 89 [2]

لوگوی دوستان





 
لینک دوستان
بچه های قلم
قافله شهداء
کوهپایه
دختری در راه آفتاب
خلوت من
امُل جا مونده
عکس فوری
دل نوشته های یک هاجر
پیاده تا عرش
خط سوم
تخریبچی ...
رفیق نارفیق
گل دختر
لبــــــــگزه
دوزخیان زمین
مامان محمدجواد و راضیه!
برای اولین بار ...
بچّه شهید
... حبل المتین ...
جاکفشی
پرواز تا یکی شدن
ستاد مردمی حمایت از تحریم کالاهای صهیونیستی
آخوندها از مریخ نیامده اند!!!
اس ام اس های مثبت!
نوشته های یک خانم ناظم
با من حرف بزن
شکوفه خانوم
کشکول جوانی
منبرنت
یادداشت های یک روحانی
تارنما
فوتوبلاگ وصال
بانوی سراچه
شیعه مذهب برتر
مجنون
رنـــــــــد
سیر بی سلوک
دسته کلید
حیرتکده ی عقل
نم نمک
حجره طلبگی
بل بشو
نـو ر و ز
مادر قاصدک صفحه ی بیست و یکم
قاصدک
نهج البلاغه
روزی تو خواهی آمد
باسیدعلی‏تافتح‏قدس‏ومکه
نشریه الکترونیک چارقد
میس طلبه
قاصدک های سوخته
حجره ی دانشجویی یک بسیجی
سوخته دل
اینجا چراغی روشن است ...
صفحات خط‏خطی


لینکهای روزانه
نامه‏ی آیت‏الله علم الهدی به موسوی [69]
بیانیه‏ی شماره هیجده موسوی!!!! [36]
حماسه‏‏ی حضور برای ساندیس... [25]
چشمان ِ تیزبین.. [33]
درود بر کسروی... ! [45]
فرم ثبت‏نام اردوی از بلاگ تا پلاک 4 [59]
مادر شهید مغنیه می‏گوید... [79]
شماره ی جدید چارقد [116]
یک فقره چک از سال 1352 [37]
خاطرات مقام معظم رهبری از دوران مبارزه [63]
سلام بر مادر گمنام شهدای گمنام [222]
[آرشیو(11)]




لوگوی وبلاگ





آمار بازدید
بازدید کل :59212
بازدید امروز : 108

خروجی‌های وبلاگ
 RSS 


   


به ما چه که اسرائیل علی‏رغم اعلامِ آتش بس یک‏جانبه،‏ هنوز محاصره و تحریم را ادامه می‏دهد؟!
اصلا ً به ما چه که اوباما،‏دوران ریاست‏جمهوریش را شروع کرد؟!
اصلا ً به ما چه که حمایت آمریکا از اسرائیل با وجود برادر شغال! هنوز ادامه دارد؟!
اصلا ً به ما چه که به یک عده از مردم فلسطین هنوز خوراک و داروی کافی نرسیده؟!
اصلا ً به ما چه که اوباما، توی سخنرانی مراسم تحلیفش چی گفت؟!
اصلا ً به ما چه که مدرک ِ خاتمی هم جعلی از آب دراومد؟! مگه مدرک وزیرکشور دولت نهمه که این‏قدر جدی گرفتین مسئله رو؟!
اصلا ً به ما چه که توی فرانسه، دوباره حجاب منع شد؟!
اصلا ً به ما چه که...؟!
چرا راه دور بریم؟! اصلا ً به ما چه که امام زمونمون هم قراره بیان؟!
این حرفا همش به ما چه؟! فقط بگو ببینم، اس‏ام‏اس جدید از یوزارسیف!!! چی‏داری؟! سفرهای استانیش چی‏شد؟! دور دومش کِی شروع می‏شه؟! گندم‏ها را،‏ ببخشید نفت را بر سر سفره‏ی مردم آورد؟! اگر نداری بگو خودمون اس‏ام‏اس جدید بسازیم!!! دو روز دیگه عمرمون تموم می‏شه،‏حسرت این روزها را می‏خوریم که چرا خوش نبودیما!!! ول کن،‏این همه جنگ و تظاهرات و راهپیمایی را!


.


.


.


پیام‏کوتاه جدید دارم: ... و مثال شما مثال کبکی است که به همراه موبایلش!!! سر در برف فرو برده و فکر می‏کند، اگر دنیا را نبیند، دنیا هم او را نمی‏بیند!
بیچاره‏ها،‏شاید چشمانتان را بسته‏اید! گرمی گلوله‏ها را هم برتنتان حس نمی‏کنید؟!
دنیا همیشه، زمستانی نیست! برف‏ها هم روزی آب می‏شود،‏ آن‏وقت با فکرِ یخ‏زده و تنِ سوخته چه می‏کنید؟!
تا دیر نشده به جبهه‏ی حق بپیوندید،‏چرا که ان الباطل کان زهوقا ً...!



نویسنده » قاصدک » ساعت 9:55 عصر روز شنبه 5 بهمن 87

دینگ، دینگ،...


- دوباره کدوم مزاحمی یادش رفت این ساعت را خاموش کنه و مرا از خواب ناز بیدار کرد؟!


- من بودم! البته این صدای زنگ ساعت نبود!


- تو کی هستی؟! پس صدای چی بود؟! چرا نمی‏گذاری بخوابم؟!


- منم قاصدک! این هم صدای هشدار بود! برای تو پیام آورده‏ام! لطفاً چند لحظه گوش بده!


- تو را به هر چی می‏پرستی مزاحم نشو، مگه نمی‏دونی الان عصر ِ خواب! من است؟! دورانی هست که همه در خوابند!


- ولی با این همه سر و صدا چطور می توانید بخوابید؟!


- سر و صدا؟! من که صدایی نمی‏شنوم! بگذار بخوابم!


- خوب گوش بده! خواهش می‏کنم، صدای گریه‏ی بچه‏ها را نمی‏شنوی؟! صدای ضجه‏های مادران؟! صدای ناله‏های پدران؟! همه سر در چاه این دنیا کرده‏اند و ناله سر داده‏اند! نمی‏خواهی جوابی بدهی؟!


- برو بابا دلت خوشه! من خودم هزارتا بدبختی دارم، تو که اینقدر گوش‏هات تیز است، خوب گوش بده، ببین صدای ناله‏های دل من را نمی‏شنوی؟! صاحب‏خونه جوابم کرده، گفته برم بگردم دنبال یه جای دیگه!! برای چی؟ برای اینکه شب‏ها چندتا جوون دور هم جمع می‏شدیم و یه کم خوش بودیم! شیطونه می‏گه بزنم...!!
شهریه‏ی دانشگاه را هم این ترم نداده‏ام، به همه‏ی بچه‏ها گفته‏ام مرخصی تحصیلی گرفته‏‏ام! اما کدومشون می‏دونن که من چون پول نداشته‏ام قید درس خوندن توی دانشگاه آزاد را زده‏ام؟! کارهم که برای ما توی این ایران پیدا نمی‏شه....!!!
برو بابا دلت خوشه! من خودم این همه غم و غصه دارم، اون موقع تو اومده‏ای از گریه و ناله و ضجه حرف می‏زنی؟! بگذار بخوابم!


- تو حرفات را زدی، من هم گوش دادم! حالا تو گوش بده! از صاحب‏خونه می‏گی که جوابت کرده؟! پس می‏تونی یه گوشه از حرف منو خوب بفهمی! یه جایی از این دنیای بزرگ که جا برای همه هست! یه عده به زور می‏خوان، زن‏ها و بچه‏ها و مردهای یک سرزمین را بیرون کنند! اسمش هم مطمئنم هزار بار توی خواب‏های روزمرگیت شنیده‏ای! می‏دونی کجا را می‏گم! بله، بازهم فلسطین، یا یه‏کم نزدیک‏تر بیا، به غزه! این بار چندم است که این اسم را فقط شنیده‏ای و از کنارش گذشته‏ای؟! تو به خاطر گرفتن بزم شبانه و خوشی‏های بی‏جهتت سرزنش شده‏ای، اما آن بی‏گناهان که در حسرت یک لبخند کوچک می‏سوزند، چرا؟!
راست می‏گویی، الان عصر خواب مردم جهان است! در گوشه‏ای از دنیا، عده‏ای جلسه می‏گیرند که چگونه با بحران اقتصادی! مبارزه کنند، تا نکند پول‏های بادآورده‏شان را باد ببرد، و گوش‏های کرشده‏ی آن‏ها نمی‏شنود، صدای شکسته شدن استخوان‏های خانواده‏ای را زیر بار بحران و تحریم اقتصادی، بحران اجتماعی، بحران نظامی، بحران پربحرانی....!!!
از شهریه‏ی دانشگاهت گفتی؟! در آن سرزمین دانشجوهایش با سنگ درس می‏خوانن! نه که فکر کنی عصر حجره! نه، کنار قلمشان سنگ گذاشته‏اند و به همان قلم، قسم خورده‏اند که حتی اگر با سنگ هم شده، دشمن را از سرزمینشان بیرون کنند! نه فقط دانشجویان، بلکه دانش‏آموزان این سرزمین هم به همین شیوه درس می‏خوانند! اصلاً نظام آموزشی نوین آن سرزمین بر پایه‏ی مبارزه بنا شده است!
اتگر بازهم بخوابی، راست می‏گویی، هیچ جایی کاری به تو نمی‏دهند! در هیچ جای جهان برای خواب‏زدگان کاری نیست!


پس دوست من برخیز و کاری بکن!


                           


ته.نوشت: پس چرا معطلی؟!



نویسنده » قاصدک » ساعت 1:42 عصر روز شنبه 9 آذر 87


کلیه حقوق متعلق به وبلاگ صفحه بیست و یک می‌باشد.
(حامیان مردمی احمدی نژاد( یاران  عدالت