<?xml version="1.0" encoding="UTF-8" standalone="yes" ?>
<?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:openSearch="http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/">
<id>http://page21.ParsiBlog.com</id>
	<title mode="escaped" type="text">صفحه‏ي بيست و يكم</title>
	<link href="http://page21.ParsiBlog.com" rel="alternate" type="text/html"/>
	<generator uri="http://www.ParsiBlog.com" version="3.50">ParsiBlog.com ATOM Generator</generator>
	<updated>Sat, 25 Feb 2012 11:00:38 GMT</updated>
	<author><name>قاصدك</name></author>

	<openSearch:totalResults>5</openSearch:totalResults>
	<openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex>
	<openSearch:itemsPerPage>5</openSearch:itemsPerPage>

<entry>
<id>tag:page21.ParsiBlog.com/Posts/86/%d9%85%d8%a7+%d8%a8%d8%a7+%d9%88%d9%84%d8%a7%d9%8a%d8%aa+%d8%b2%d9%86%d8%af%d9%87+%d8%a7%d9%8a%d9%85.../</id>
<updated>Thu, 05 May 2011 19:37:00 GMT</updated>
<title type="text">ما با ولايت زنده ايم...</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;نميگذارم حرف رهبرم بر زمين نشيند... تا پاى جان ايستاده ام!&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://page21.ParsiBlog.com/Posts/86/%d9%85%d8%a7+%d8%a8%d8%a7+%d9%88%d9%84%d8%a7%d9%8a%d8%aa+%d8%b2%d9%86%d8%af%d9%87+%d8%a7%d9%8a%d9%85.../" title="ما با ولايت زنده ايم..." type="text/html" />
<author><name>قاصدك</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:page21.ParsiBlog.com/Posts/85//</id>
<updated>Mon, 18 Apr 2011 00:45:00 GMT</updated>
<title type="text"></title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://page21.ParsiBlog.com/Posts/85//" title="" type="text/html" />
<author><name>قاصدك</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:page21.ParsiBlog.com/Posts/84/...!/</id>
<updated>Wed, 16 Mar 2011 12:11:00 GMT</updated>
<title type="text">...!</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;p&gt;باور کن دوري از تو خيلي سخت است...!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چه کنارم باشي و چه آخر هفته قرار باشد بيايم کنارت باشم!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;باور کن....&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://page21.ParsiBlog.com/Posts/84/...!/" title="...!" type="text/html" />
<author><name>قاصدك</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:page21.ParsiBlog.com/Posts/83/%d8%a2%d9%82%d8%a7%d9%8a+%d8%a7%d8%b5%d9%84%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d8%aa%d8%8c+%d8%ae%d8%af%d8%a7%d9%86%da%af%d9%87%d8%af%d8%a7%d8%b1!/</id>
<updated>Thu, 24 Feb 2011 10:43:00 GMT</updated>
<title type="text">آقاي اصلاحات، خدانگهدار!</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;p&gt;آقاي اصلاحات، سلام عرض مي نمايم. احوال شما چطور است؟&lt;br /&gt;من؟&lt;br /&gt;من هم به لطف بيانيه هاي آتشين! شما خوبم. يعني فقط من نه، همه ي خانواده ي ايراني ام خوبند. نفسي مي آيد و مي رود. خوب است که مي رود! مگرنه، مثل ...شاه مي ماند و با ماندنش جان را مي گرفت کم کم!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;راستي ...شاه را که مي شناسي؟! بله، حال ايشاان هم خوب است، به لطف آقازاده هايشان مانند پسته ي خندان لبخندي برلب دارند و ....!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;گفتم پسته، يادم آمد به رنگ سبز!!! رنگتان چطور است؟ هنوز سبز است؟! &lt;br /&gt;تازگي ها نديدمش، اما چند وقت پيش بود سر چهارراه آزادي، داشت مي دويد و دنبال زباله دان مي گشت براي آتش زدن، رنگش سياه شده بود. &lt;br /&gt;مي خواست زباله دان را آتش بزند، اما تا کمر در آن خم شد و خودش نيز در آتشي که به پا کرده بود سوخت و سياه شد. لجن شد به گمانم!&lt;br /&gt;به دادش برس آقاجان!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;راستي آزادي را که مي فهمي؟! اين روزها همه ي آن ها که آزادي را شعار مي دادند، گرفتار نفسشان شده اند. حتي مجسمه اش هم ديگر آزاد نيست. گرفتار است. قرار بود مثل تازه دامادها شاد و خندان باشد، اما تازگي ها سياهي غم امانش را بريده و او هم دارد به زباله دان تاريخ مي رود!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;گفتم تازه داماد! ياد داماد لرستان افتادم، هنوز داماد است؟! عروسشان چطور است؟! عروس خانم هنوز دست در دست آقا داماد بيانيه مي دهند؟! &lt;br /&gt;خدا ياريشان کند!! بيانيه هايشان تازگي ها اسباب خنده ي ما شده اند. در اين بين که خنده جايي پيدا نمي شود، غم از دل ما مي ربايند...!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;راستي شيخ چطور است؟ باسواد شده است؟!&lt;br /&gt;تازگي ها فهميده ام که ديگر دنبال اصلاحات نيستي آقاي اصلاحات! به برکت وجود داماد لرستان و عروسش، شيخ ِ ... سواد و مردي با قباي انگليسي و ...شاه، اصلاحاتت جابه جا شده!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هر چه دم از اصلاحات مي زدي فايده نداشت، ديگر بيانيه ها بوي فساد مي دهند، بوي اغتشاش مي دهند، بوي جنون مي دهند. برادرم اصلاحتت را!!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نگرانت هستم، روزي بود که اصلاحاتت کنار اصولمان، زندگي ميکرد و هرباري خلاف هم حرفي مي زديد، اما هدفتان يکي بود! &lt;br /&gt;اين روزها جاي خود را گم کرده اي. نگاه کن، افتادنت را مي بينم، اعدام سرانت نزديک است...!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;em&gt;پ.ن1: انقلاب عزيزم، مراقب اصولت باش که ديگر آن ها لااقل گرفتار نشوند!&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;em&gt;پ.ن2: بهانه نمي خواست، من دوباره برگشتم....!&amp;nbsp;&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://page21.ParsiBlog.com/Posts/83/%d8%a2%d9%82%d8%a7%d9%8a+%d8%a7%d8%b5%d9%84%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d8%aa%d8%8c+%d8%ae%d8%af%d8%a7%d9%86%da%af%d9%87%d8%af%d8%a7%d8%b1!/" title="آقاي اصلاحات، خدانگهدار!" type="text/html" />
<author><name>قاصدك</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:page21.ParsiBlog.com/Posts/82/%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%8a+%d8%a7%d8%b2+%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b1+%d9%86%d9%88%d8%b1/</id>
<updated>Sat, 26 Jun 2010 15:15:00 GMT</updated>
<title type="text">مردي از تبار نور</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P&gt;مردي مي‏آيد از تبار نور، از تبار عاشقان و شوريدگان، از تبار آسمانيان، از همان آسماني كه ستاره‏اي بدرخشيد و ماه مجلس شد...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مردي كه محمد(ص) از گل‏خنده‏هاي او نشاط مي‏يابد و ابوطالب در نيمه‏شب‏هاي بيداري دل با او راز دل مي‏گويد و فاطمه بنت اسد باغ چشمانش را به روي او مي‏گشايد تا گل شادماني را آبشار لبخند او شكوفا كند.&lt;BR&gt;او كه دردانه‏ي پيغمبر، عشقش را، وجودش را، قطره‏قطره خونش را براي بودنش نثار مي‏كند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مردي كه در صفاتش اضداد جمع مي‏شود و به خاطر همين برايش مثل و مانندي نخواهد بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;او آمد تا امروز مرد به خود ببالد، به خاطر مرد بودنش...&lt;BR&gt;او آمد تا انسان خود را بشناسد آنگونه كه بايد باشد...&lt;BR&gt;او آمد تا نخلستان‏هاي بشري برويد و آمد تا در چاه حيات، نجواي غريبي سر دهد....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;او وديعه‏ي پيغمبر عشق بود در ميان امت عاشقش، وديعه‏اي كه هنوز حقش ادا نشده است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اخلاق لطيف علي (ع) نسيم را شرمسار كرده و سختي و شجاعت او، سنگ‏ها را آب مي‏كند...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;علي فصيح‏ترين شعر حيات و زيباترين آواز آفرينش بود...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;علي زيباترين سرود و نجواي خداوند است در گوش تك‏تك بندگانش...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن: عيد بر شما مبارك&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://page21.ParsiBlog.com/Posts/82/%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%8a+%d8%a7%d8%b2+%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b1+%d9%86%d9%88%d8%b1/" title="مردي از تبار نور" type="text/html" />
<author><name>قاصدك</name></author>
</entry>

</feed>
