سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
شاید درست نباشد، اما می‏نویسم! - صفحه‏ی بیست و یکم









درباره من

قاصدک[86]
اینجا، صفحه ی بیست و یکم است. صفحه ای که شاید در دنیای واقعی وجود نداشته باشد...

قاصدک را اینجا می‌بینید!

آرشیو وبلاگ
سالگرد رحلت امام خمینی(ره) [4]
پاییز 1387 [14]
تابستان 1387 [20]
بهار 1387 [7]
زمستان 1387 [14]
بهار 1388 [5]
تابستان 1388 [3]
پاییز 1388
زمستان 88 [2]
پاییز 87
بهار 89 [2]

لوگوی دوستان





 
لینک دوستان
بچه های قلم
قافله شهداء
کوهپایه
دختری در راه آفتاب
خلوت من
امُل جا مونده
عکس فوری
دل نوشته های یک هاجر
پیاده تا عرش
خط سوم
تخریبچی ...
رفیق نارفیق
گل دختر
لبــــــــگزه
دوزخیان زمین
مامان محمدجواد و راضیه!
برای اولین بار ...
بچّه شهید
... حبل المتین ...
جاکفشی
پرواز تا یکی شدن
ستاد مردمی حمایت از تحریم کالاهای صهیونیستی
آخوندها از مریخ نیامده اند!!!
اس ام اس های مثبت!
نوشته های یک خانم ناظم
با من حرف بزن
شکوفه خانوم
کشکول جوانی
منبرنت
یادداشت های یک روحانی
تارنما
فوتوبلاگ وصال
بانوی سراچه
شیعه مذهب برتر
مجنون
رنـــــــــد
سیر بی سلوک
دسته کلید
حیرتکده ی عقل
نم نمک
حجره طلبگی
بل بشو
نـو ر و ز
مادر قاصدک صفحه ی بیست و یکم
قاصدک
نهج البلاغه
روزی تو خواهی آمد
باسیدعلی‏تافتح‏قدس‏ومکه
نشریه الکترونیک چارقد
میس طلبه
قاصدک های سوخته
حجره ی دانشجویی یک بسیجی
سوخته دل
اینجا چراغی روشن است ...
صفحات خط‏خطی


لینکهای روزانه
نامه‏ی آیت‏الله علم الهدی به موسوی [69]
بیانیه‏ی شماره هیجده موسوی!!!! [36]
حماسه‏‏ی حضور برای ساندیس... [25]
چشمان ِ تیزبین.. [33]
درود بر کسروی... ! [45]
فرم ثبت‏نام اردوی از بلاگ تا پلاک 4 [59]
مادر شهید مغنیه می‏گوید... [79]
شماره ی جدید چارقد [116]
یک فقره چک از سال 1352 [37]
خاطرات مقام معظم رهبری از دوران مبارزه [63]
سلام بر مادر گمنام شهدای گمنام [222]
[آرشیو(11)]




لوگوی وبلاگ





آمار بازدید
بازدید کل :59152
بازدید امروز : 48

خروجی‌های وبلاگ
 RSS 


   


شاید تنهایی بی‏مورد و اینترنت پرسرعت باعث شد که من پا روی عهدی که با خودم بسته بودم بگذارم و دوباره عنوان وبلاگم را به ردیف اول لینک دوستان بکشانم!


ولی حالا که آمده‏ام، از آن حرف‏هایی که در تمام این مدت در گلویم خفه شده‏بود هیچ خبری نیست...!


آخر چگونه بگویم که می‏خواهم فریاد بزنم مرگ بر ... ؟!


آخر چگونه بگویم که می‏خواهم از ریشه برکنم هرچه دشمن ِ ... ؟!
آخر چگونه بگویم که می‏خواهم ...؟!
آخر چگونه بگویم که ... ؟!


آخر چگونه بگویم ... ؟!
آخر چگونه... ؟!
آخر چگونه؟!


همه‏ی فریادهایم حقیقی! شده‏اند ، و این دلیل بر عدمم نیست!
و این دلیل بر این نیست که من باید از اول شروع کنم!


 


ته.نوشت: دشمنا: ما همان نسل جوانیم که ثابت کردیم، در ره ِ عشق جگردارتر از صد مَردیم...! خودت تا آخرش را برو!



نویسنده » قاصدک » ساعت 5:32 عصر روز یکشنبه 13 دی 88


کلیه حقوق متعلق به وبلاگ صفحه بیست و یک می‌باشد.
(حامیان مردمی احمدی نژاد( یاران  عدالت