سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
شمع شدی، شعله شدی،سوختی - صفحه‏ی بیست و یکم









درباره من

قاصدک[86]
اینجا، صفحه ی بیست و یکم است. صفحه ای که شاید در دنیای واقعی وجود نداشته باشد...

قاصدک را اینجا می‌بینید!

آرشیو وبلاگ
سالگرد رحلت امام خمینی(ره) [4]
پاییز 1387 [14]
تابستان 1387 [20]
بهار 1387 [7]
زمستان 1387 [14]
بهار 1388 [5]
تابستان 1388 [3]
پاییز 1388
زمستان 88 [2]
پاییز 87
بهار 89 [2]

لوگوی دوستان





 
لینک دوستان
بچه های قلم
قافله شهداء
کوهپایه
دختری در راه آفتاب
خلوت من
امُل جا مونده
عکس فوری
دل نوشته های یک هاجر
پیاده تا عرش
خط سوم
تخریبچی ...
رفیق نارفیق
گل دختر
لبــــــــگزه
دوزخیان زمین
مامان محمدجواد و راضیه!
برای اولین بار ...
بچّه شهید
... حبل المتین ...
جاکفشی
پرواز تا یکی شدن
ستاد مردمی حمایت از تحریم کالاهای صهیونیستی
آخوندها از مریخ نیامده اند!!!
اس ام اس های مثبت!
نوشته های یک خانم ناظم
با من حرف بزن
شکوفه خانوم
کشکول جوانی
منبرنت
یادداشت های یک روحانی
تارنما
فوتوبلاگ وصال
بانوی سراچه
شیعه مذهب برتر
مجنون
رنـــــــــد
سیر بی سلوک
دسته کلید
حیرتکده ی عقل
نم نمک
حجره طلبگی
بل بشو
نـو ر و ز
مادر قاصدک صفحه ی بیست و یکم
قاصدک
نهج البلاغه
روزی تو خواهی آمد
باسیدعلی‏تافتح‏قدس‏ومکه
نشریه الکترونیک چارقد
میس طلبه
قاصدک های سوخته
حجره ی دانشجویی یک بسیجی
سوخته دل
اینجا چراغی روشن است ...
صفحات خط‏خطی


لینکهای روزانه
نامه‏ی آیت‏الله علم الهدی به موسوی [69]
بیانیه‏ی شماره هیجده موسوی!!!! [36]
حماسه‏‏ی حضور برای ساندیس... [25]
چشمان ِ تیزبین.. [33]
درود بر کسروی... ! [45]
فرم ثبت‏نام اردوی از بلاگ تا پلاک 4 [59]
مادر شهید مغنیه می‏گوید... [79]
شماره ی جدید چارقد [116]
یک فقره چک از سال 1352 [37]
خاطرات مقام معظم رهبری از دوران مبارزه [63]
سلام بر مادر گمنام شهدای گمنام [222]
[آرشیو(11)]




لوگوی وبلاگ





آمار بازدید
بازدید کل :59145
بازدید امروز : 41

خروجی‌های وبلاگ
 RSS 


   


شمع شدی، شعله  شدی، سوختی...


این شعر بچگی‏هایمان بود. روز معلم می‏خواندیمش!


پرتو اول: زن چراغ خانه است، آن هم زنی که خیرالنساء است. خانه بی چراغ تاریک است. مادرت که رفت شمع شدی برای شب تار پدرت، برادرانت!


پرتو دوم: تاریک روشن صبح به خانه برگشت، اما فرق خونینش مثل خورشید دم غروب بود. پدرت که غروب کرد، آتش گرفتی!


پرتو سوم: روز دیگر، پاره‏های جگر برادرت، مثل جرقه‏های آتش، لخته لخته، شعله شعله، شعله شدی!


پرتو چهارم: ظهر عاشورا، کربلا، صورت خدا، وجه الله که اگر نباشد، ریسمان آسمان و زمین فرو می‏ریزد.
ظهر عاشورا، کربلا، خلیفة الله را سر بریدند، سوختی، اما خاکستر نشدی. آغوش بر بی‏پناهی بازماندگان شدی. پرستار زخم‏های جان  و تنشان. پرستار امام دیگرامان!


شمع شدی، شعله شدی، سوختی، تا هنر خود به من آموختی!


کاش آموخته باشی، کاش آموخته باشم.


پ.ن: پناهمان باش. پرستارمان باش. تولدت مبارک



نویسنده » قاصدک » ساعت 11:42 عصر روز پنج شنبه 10 اردیبهشت 88


کلیه حقوق متعلق به وبلاگ صفحه بیست و یک می‌باشد.
(حامیان مردمی احمدی نژاد( یاران  عدالت